|
|||||||
|
|
|
|||||
|
|
|||||||
|
1- راز مربع سرخ!
ستاره شناسان هر روز پديده اي جديد در آسمان رصد مي كنند و اين بار توانسته اند كامل ترين تركيب ملكولي در فضا را كه مي تواند يكي از مواد اوليه در ساختار زمين
باشد.مشاهده كننند.اين تركيب شامل 2 نوع ملكول به نامهاي آنترايسن و پيرن است كه در سحابي به نام مربع سرخ است و حدود 1000 سال نوري از زمين فاصله دارد.
طيفهاي ماوراي بنفش كه از اين مربع سرخ ساطع مي شود توسط تلسكوپ مشاهده و از آزمايش شده است.اين ملكول ها شامل 24 تا 26 اتم كربن در اندازه هاي بزرگ
هستند.كه به صورت زنجيره هاي متصل و 13 اتمي در كنار هم قرار دارند.اين زنجيره ها به گروه هيدروكربن هاي آروماتيك پلي سايكليك تعلق دارند و از نزديكمانند دودي
هستند كه از اگزوز يك كاميون ديزلي خارج مي شود.
با توجه به نور مادون قرمز و ماوراي بنفش ساطع شده از اين ملكول ها و اسيد آمينه اي كه از شهاب سنگ هاي رسيده به زمين استخراج شدهاند به نظر مي رسد با برخورد اين
ملكول ها به سطح زمين حيات در اين كره شكل گرفته است.ولي منشا آنها تا كنون مشخص نيست.در مركز سحابي يك ستاره كه به نظر ذره اي از خورشيد است و در اواخر
عمر خود به سر مي برد.مشاهده شده و به نظر مي رسد كه كربن و هيدروژن موجود در هوا تحت بارهاي stellar در اطراف اين ذره كاهش سرعت پيدا مي كنند و به مجردي
كه اين گازها سرد مي شوند اتمها به هم مي چسبند و ملكول هاي بزرگي تشكيل مي دهند.
كشف اين ملكولها نشان دهنده وجود آنها در فضا به مقدار زياد است و همانطور كه ميدانيم كربن نشان دهنده عامل حيات است
2- آجر چيني كه به خاطر آجرچيني تا دم مرگ رفت!
در اين قسمت ميخواهيم گزارش معتبر و واقعي يك حادثه را براي شما بيان كنم. اين حادثه به شرح زير است:
من يك آجرچين هستم. در روز حادثه، به تنهاي در طبقه آخر يك ساختمان شش طبقه جديد كار مي كردم. هنگامي كه كارم تمام شد متوجه شدم تعدادي آجر باقيمانده است. بعداً كه آجرها را وزن كردم معلوم شد كه وزنشان 200كيلو بوده است. به جاي اينكه آجرها را با دست پايين بياورم، تصميم گرفتم تمام آنها را در بشكهاي بگذارم و بشكه را به كمك قرقره اي كه در طبقه شم به كناره ساختمان متصل بود پايين بياورم.
طناب را در زمين به گيرهاي بستم، به طبقه آخر رفتم بشكه را به طنابي كه از روي قرقره مي گذشت بستم و آن را آزاد كردم، و آجرها را در بشكه ريخنم. بعد پايين رفتم و طناب را باز كردم طناب را محكم گرفتم تا سرعت پايين آمدن 200 كيلو آجر را كم كنم. در گزارش حادثه توجه كنيد كه وزن من 95 كيلو است.
در كمال تعجب از زمين به بالا پرتاب شدم. در اين حالت كنترلم را از دست دادم و نفهميدم كه بايد طناب را رها كنم. لزومي به تذكر نيست كه من با سرعت زيادي از كنار ساختمان به طرف بالا رفتم. در حدود طبقه سوم به بشكه برخوردم، كه آن هم با سرعت چشمگير پايين ميآمد. اين علت شكستگي جمجمه، خراشهاي جزئي و شكستن استخوان تر قوهام است.
سرعت من فقط اندكي كم ميشد، و صعود سريع من ادامه يافت، تا اينكه انگشتان دست راستم در قرقره گير كرد، كه اين امر باعث شكستن برخي انگشتها و جراحت شديد دستم شد. خوشبختانه در اين موقع حواسم سرجا آمده بود و مي توانستم طناب را محكم بگيرم، هر چند كه به تدريج احساس درد تحمل ناپذيري شروع ميشد.
اما تقريباً در همين زمان بشكه آجرها به زمين خورد و كف آن جدا شده بود، و وزن آن حدود 10 كيلو بوده است دوباره شما را به وزن خودم ارجاع مي دهم. مي توانيد تصور كنيد كه من سقوط سريعي را در كنار ساختمان آغاز كردم. در حدود طبقه سوم دوباره به بشكه برخوردم، كه داشت بالا ميآمد. اين علت شكستگي قوزكها شكستنم چند دندان و چندين جراحت در پاها و بخش زيرين بدنم است.
در اينجا اقبال تا حدي به من برگشت. به نظر ميرسد كه برخورد من با بشكه سرعتم را كم كرد، آن قدر كه وقتي روي توده آجرها افتادم صدمات شديدي بر من وارد نشود. و باعث شد كه فقط سه تا از دندههايم بشكند.
اما متاسفانه بايد بگويم هنگامي كه روي توده آجرها افتاده بودم و از شدت درد نميتوانستم حركت كنم، بشكه خالي را نگاه ميكردم كه شش طبقه بالاي من بود در اينجا دوباره كنترلم را از دست دادم و طناب را رها كردم و به بشكه خيره شدم كه سفر رو به پايينش به طرف من را آغاز كرده بود.
خوب ميتوانيد حدس بزنيد كه چندي بعد چه اتفاقي افتاد شايد حدس بزنيد كه اين حادثه زائيده تخيل يكي از نويسندگان است اما واقعاً واقعي است ما اين گزارش را براي اين چاپ كرديم اولاً براي جالب بودن اتفاق ثانياً براي اينكه يك جوري هم ميشد به فيزيك ربطش داد و مهمتر از همه اينكه مي خواهيم بگويم مسائل فيزيكي كه ظاهراً ساده و مبتديانه است ميتواند يك چنين خطري بيافريند و اينكه بگوييم ديدتان را نسبت به مسائل فيزيكي تازه و دقيقتر كنيد حتماً به مسائل جديدي ميرسيد.
3- چرا نميتوان بر شيشه صيقلي اسكيت بازي كرد؟
حرارت ناشي از فشاري كه وزن انسان روي سطح زير «اسكيت» وارد ميآورد موجب ميشود كه لايه نازكي از يخ زير سطح مذكور ذوب شود و اسكيت با اصطكاك كمتر در شياري جلو برود كه در مسير حركت بوجود ميآيد و مانع از انحراف و سرخوردن به اطراف ميگردد. ولي چون روي شيشه صيقلي عمل ذوب شدن انجام نمي گيرد لذا نه شياري بوجود ميآيد كه بتواند «اسكيت» را در مسيرش نگهدارد و نه لايهاي از آب توليد مي گردد كه اصطكاك سطح تماس را كاهش داده و مانع ليز شدن آن ميشود.
اگر با سرازير نگهداشتن لوله شيشهاي روي شعله چراغي كه مثلاغً با گاز ميسوزد اجازه دهيم تا هواي مايع با احتياط به سر لوله ورودي شعله برسد به يك گودي جامد مبدل مي گردد زيرا در يك عمل تبخير سريع چنان برودتي ايجاد ميشود كه مايع مورد بحث منجمد مي سازد ...
نور ستارگان براي رسيدن به چشم انسان ناچار بايد از ضخامت طبقات هواي محيط زمين عبور كند و چون در طبقات مذكور، هوا با مشخصات و غلظتهاي مختلف دائماً در تغيير و جريان است لذا تغييرات مداوم مشخصات و غلظت هوا موجب تغيير دائمي چگونگي انكسار نور ستارگان و توليد نوساناتي در آن شده و اين پديده بصورت چشمك زدن ستارگان خودنمائي مي كند. براي فضا نورداني كه از خارج اتمسفر زمين به آسمان نگاه ميكنند، پديدهاي نظير چشمك زدن ستارگان وجود ندارد.
6- چرا جاذبه بر نور كه بي جرم است تاثير ميگذارد؟
در سرعتهاي پايين، جرم و انرژي دو چيز مجزا هستند. جرم، اندازه اينرسي جسم است و مي تواند با به حركت درآوردن يك شيء تعيين شود. اما انرژي، اندازه مقدار كاري است كه يك جسم انجام مي دهد. به سادگي مي توان بيان كرد كه وزن يك شيء تعيين ميشود اما انرژي اندازه مقدار كاري است كه يك جسم انجام ميدهد. به سادگي مي توان بيان كرد كه وزن يك شيء يعني نيروي جاذبهاي كه روي آن اعمال ميشود دقيقاً متناسب جرم ان است. يبه همين دليل گاهي الفاظ جرم و وزن را به جاي يكديگر بكار ميبريم اما وقتي چيزي با سرعتي نزديك به نور حركت ميكند جرم و انرژي جنبسي ديگر به راحتي قابل تفكيك نيستند. در حقيقت معادلات نسبي حركت بسيار پيچيدهتر از حالتي است كه حركت شيء آهسته است و اثري كه جاذبه بر اشياء با سرعت بالا ميگذارد، بسيار پيچيدهتر از حالتي است كه حركت شيء دآهسته است و اثري كه جاذبه بر اشياء با سرعت بالا ميگذارد، بسيار پيچيدهتر از وزن است. بطور كلي شما مي توانيد خم شدن پرتوي نور توسط جاذبه را به يكي از دو روش زير تفسير كنيد:
اول اينكه جاذبه بر جرم جسم اثر نگذارد بلكه بر انرژي اثر كند. به اين ترتيب نور به طرف پايين ميآيد زيرا انرژي آن در ميدان جاذبه اثري همانند وزن بر روي آن دارد.
دوم اينكه پرتو نور بر اثر تغيير شكل فضا و زمان در اطراف شيء داراي جاذبه، در فضا خم ميشود. بنابراين وقتي نور از كنار شيئي كه جاذبه دارد رد ميشود، در خط مستقيم حركت نميكند يعني نور در منحني ايجاد شده در آن فضا ميافتد. مي توان گفت ديدگاه آخري صحيح است، اما چون قدري مبهم است توصيه مي كنيم براي درك بهتر تئوري نسبيت عمومي انيشتين را مطالعه كنيد.
7- آيا بادبزن هوا را خنك مي كند؟
بادبزن يا هر عاملي كه موجب افزايش سرعت حركت ذرات هوا شده و به طور كلي هوا را به جريان اندازد در واقع هوا را گرمتر ميكند پس كار بادبزن خنك نمودن هوانيست بلكه جلوگيري از به اصطلاح دم كردن آن و مكان رسيدن هواي تازه به مجاورت بدن انمسان و يا هر دستگاه مورد نظر است و از اين جهت موقعي براي خنك كردن مفيد واقع ميشود كه درجه حرارت محيط از درجه حرارت بدن انسان يا هر دستگاهي كه مي خواهيم آن را خنك كنيم بيشتر نباشد مگر اينكه هوا در مسير جريانش ضمن برخورد باعث تبخير آب يا مايعات مشابه ديگر گردد. زيرا هوا در برخورد مقداري از حرارت خود را صرف تبخير مي نمايد و در نتيجه خنك ميشود.